صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
538
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) نبرد تبوك در ماه رجب سال نهم ه . و انگيزهء آن فتح مكه ، ميان حق و باطل ، فيصلهء پايدار و هميشگى ايجاد كرد و ديگر هيچ گونه شك و شبههاى در پيامبرى محمد - سلام اللّه عليه - در انديشهء مردم عرب باقى نماند و مسير گردش زمانه دگرگون گشت و مردم دسته دسته به دين اسلام گرويدند و رنجها و آشوبهاى داخلى پايان يافت و مسلمانان در نهايت آرامش و آسودگى به تعليم و تبليغ اسلام پرداختند و دعوت اسلامى در هر جا و مكانى گسترش يافت . ( 2 ) اما نيروى زورمند روم بىسبب به مسلمانان تعرض نمود و جنگ برپا كرد . ارتش روميان ، مقتدرترين قدرت جهان آن روز به شمار مىرفت . در پيش گفتيم كه : سر آغاز اين تعرض و زورگويى ، چنين بود كه : حارث پسر عمير ازدى ، سفير پيامبر ، وقتى نامهء حضرت را براى فرمانرواى بصرى مىبرد ؛ به دست شرحبيل پسر عمرو غسّانى كشته شد . پيامبر نيز پس از اين رويداد ، زيد پسر حارثه را براى گرفتن خون حارث فرستاد . اين سريه ، در موته با ارتش روم سخت درگير شدند ؛ اما كارى از پيش نبردند و انتقام خون حارث را از آن ستمگران گم كرده راه نگرفتند ؛ هر چند در روحيه و افكار و انظار عمومى مردم دور و نزديك عرب ، اثر خوبى بر جاى گذاشت . ( 3 ) قيصر روم هيچگاه آن تأثير ارزنده را كه در جنگ موته به سود مسلمانان در دل و جان مردم عرب جاى گرفته بود ، از ياد نمىبرد . به ويژه پس از اين جنگ ، اعراب ، پيوسته از فرمان قيصر سرپيچى مىكردند و به مسلمانان مىپيوستند . اين استقلال از كشور روم و ارتباط با مركز وحى ، موقعيّت روميان را تهديد مىنمود و هر آن به مرزهاى روم نزديكتر مىشد و سرزمين شامات را به خطر انداخت . از اين رو ، قيصر روم تصميم گرفت پيش از آن كه